
این، عصاره سالها تجربه تلخ یک ملت با خودروسازان دولتی این سرزمین بوده است؛ وقفه ای که هزاران بار بیش از یک مکث عادی طول کشیده و مثل میراث به جامانده زیان انباشته مدیران دولتی، رنج های مضاعفی را در سینه های مردم تلنبار کرده است؛ رنجی که هر روز، گوشه ای از تومار یک برند را سوزانده است؛ برندی که می توانست در مسیری سالم نمونه ایرانی تویوتا، هوندا، بنز و تسلا باشد اما حالا در دل آن، هزاران داستان از خودروهای ناقص، وعدههای سوخته و اعتمادهای از دست رفته، نهفته است.
حالا نه اینکه یکباره ورق برگشته باشد اما شاخص ها، بارقه های امید را دوباره روشن کرده است.
کمتر از دو ماه پیش در اوایل خرداد امسال (1405) یک خبر روی خروجی خبرگزاری ها و رسانه ها رفت اما تردیدی نیست که اکثر مردم، درباره آن تردید کردند زیرا یک برند نیم سوز در حال تلاش دوباره برای جلب اعتماد مردم بود؛ مردمی که سال ها خلف وعده دیده بودند و حالا، گویا این خبر قرار بود بشارتی بدهد که افکار عمومی به آن عادت نداشت.
خبر این بود: تعهدات معوق ایرانخودرو ۹۵ درصد کاهش یافته و به کمتر از یک روز تولید رسیده است.
درست خوانده بودیم؟! شمار خودروهایی که مشتریان ماه ها در صف تحویل آن می ماندند، اکنون از تعداد محصولاتی که این غول صنعتی در یک شیفت کاری از خط خارج میکند، کمتر است؟!
آیا مردم این خبر را باور کردند؟ منصف باشیم و بگوییم که اگر مردم باور نکنند حق دارند زیرا باور پذیر نبود! چرا؟ چون سابقه یک غول صنعتی زنگ زده که تا چند ماه پیش در وضعیت مرگ بالینی بود چنین چیزی را نوید نمی داد.
اما واقعیت این است که این، روایت یک پوستاندازی است؛ روایت خروج یک غول از کُما پس از دههها مدیریت دولتی.
وداع با میراث تلخ تنبلی، سلام به چابکی
برای درک اهمیت این چرخش، باید پرده از ریشههای درد برداشت.
میراث زیانهای انباشتهای که دههها مدیریت دولتی بر پیکر ایرانخودرو تحمیل کرد، همراه با زخمهای عمیق بدعهدی و تخریبهای هدفمند ضد برند، چهره این خودروساز را چنان در غبار بدبینی فرو برده بود که گویی هر تلاش تازه ای برای بازسازی، محکوم به دفن شدن در گلولای بیاعتمادی تاریخی است.
هنوز هم این ظرفیت بزرگ کشور تا ترمیم چهره مخدوش خود، فاصله زیادی دارد و تلاش مجاهدانه ای را می طلبد.
باید واقع بین بود؛ واگذاری فرمان این ماشین عظیم به بخش خصوصی، در حکم عصای جادو نبود؛ اما جرقۀ یک تغییر بنیادین در دی ان ای سازمانی را زد.
هنوز دو سالگی این نوزایی فرانرسیده، اما نشانهها حاکی از آن است که بروکراسی فلجکننده دولتی، جای خود را به چابکی عملیاتی و هماهنگی مؤثر داده است؛ چابکی که نهتنها در خطوط تولید که در روحیه تصمیمگیران و برنامهریزان نیز جاری شده است.
چه کسی قضاوت میکند؟
حدود ۴۰ روز پس از خبر کاهش تعهدات معوق ایران خودرو، شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران (ISQI) بهعنوان نهادی مستقل و بیطرف که به نمایندگی از وزارت صنعت، معدن و تجارت، نبض کیفیت و رضایت مشتریان را میسنجد، دست به عیارسنجی رویکرد مشتری مداری ایران خودرو پس از واگذاری مدیریت آن به بخش خصوصی زد.
گزارش این نهاد، آیینهای بدور از جانبداری است که در آن میتوان نه چهره واقعی و کامل تغییرات، بلکه دستکم دورنمایی امیدوارکننده و خطوط عریض یک طرح تحول را دید.
شاخصهایی که روایتگر تحولند
این پوستاندازی دقیقاً در کدام نقاط رخ داده است:
۱- فروپاشی صفهای تحویل و کاهش ۹۵ درصدی تعهدات معوق
تعداد خودروهای معوق ایرانخودرو از ۳۹,۰۱۰ دستگاه در بهمن ۱۴۰۳ (زمان ورود مدیران خصوصی به پشت میز مدیریت ایران خودرو) به تنها ۱,۹۶۹ دستگاه در پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ سقوط کرد. این کاهش ۹۵ درصدی، بیسابقهترین ریزش در تاریخ تعهدات این شرکت را رقم زد.
۲- تعهدات معوق، کمتر از تولید یک روز کاری
با توجه به میانگین تولید روزانه حدود ۲۰۰۰ دستگاه، تعهدات معوق فعلی حتی از خروجی یک روز کاری ایرانخودرو نیز کمتر است. این یعنی زنجیره تولید و تحویل تقریباً بهطور همزمان کار میکنند و رویای «خودرو بدون انتظار» به واقعیت نزدیک شده است.
۳-رضایت از فرآیند ثبتنام با ثبت بهبود ۱۴.۹ درصدی
بنابر گزارش ISQI، رضایت مشتریان از مرحله ثبتنام با جهشی چشمگیر به ۷۷ درصد رسیده است. این رقم نشان میدهد که اصلاحات از نخستین گام ارتباط با مشتری آغاز شده است.
۴- رضایت از تحویل خودرو ۷ درصد افزایش یافت
لحظه تحویل، حیاتیترین آزمون اعتماد است. امتیاز این بخش با رشد ۷ درصدی به ۸۳ درصد رسیده و از میانگین صنعت خودروی کشور پیشی گرفته است.
۵- رضایت از خدمات پس از فروش؛ رشد ۳.۱ درصدی
نگرانیهای پس از خرید، اکنون با خدمات منظمتر پاسخ داده میشود و خرسندی از این حوزه به ۷۹.۸ درصد افزایش یافته است.
۶- کیفیت اولیه خودرو (CSAT) رضایت ۷۳.۵ درصدی را تجربه کرد
قطعا هنوز ایران خودرو با شاخص مطلوب و راضی کننده فاصله دارد اما شاخص رضایت از کیفیت خودرو در سه ماه نخست مالکیت، در بازه کوتاه چند ماهه پس از واگذاری مدیریت به بخش خصوصی با رشد ۳.۱ درصدی، عدد ۷۳.۵ درصد را ثبت کرده؛ یعنی سهم بیشتری از مشتریان، خودروی تحویلی را باکیفیت ارزیابی کردهاند.
۷- سلامت خودرو در ۷۲ ساعت اول؛ ۹۸.۳ درصد بدون ایراد
نسبت ۹۸.۳ درصد برای خودروهای فاقد ایراد در سه روز نخست تحویل، خیره کننده نیست اما تلاش می کند زنگارهای بدبین کننده را تا حدی کنار بزند؛ یعنی اکنون، احتمال دریافت یک خودروی سالم اولیه، بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ این شرکت است.
۸- کاهش ۴۱ درصدی مراجعات به تعمیرگاه
مشتریان ایرانخودرو اکنون ۴۱ درصد کمتر از قبل، مجبور به مراجعه به شبکه خدمات پس از فروش شدهاند؛ نشانهای روشن از افزایش دوام قطعات.
۹- کاهش ۵۰ درصدی تعویض قطعات
تعداد قطعات تعویضی به نصف کاهش یافته، یعنی کیفیت ساخت بالاتر رفته و نیاز به تعمیرات زودهنگام افت کرده است.
۱۰- کاهش ۴۲ درصدی شکایات
اعتراض مشتریان در نهادهای رسمی، ۴۲ درصد به نسبت میانگین دوره های تصدی مدیران دولتی، کمتر شده است؛ نتیجهای که همافزاییِ تحویل بهموقع و ارتقای کیفیت را گواهی می دهد.
اعتماد، گمشدهای که تند می رود اما آهسته بر می گردد
داستان ایرانخودروی جدید، روایت معجزه نیست؛ روایت «صبر، استمرار و تاب آوری» است.
درست است که حافظه تاریخی بازار، هنوز زخمهای کهنه را به یاد دارد و زمزمههای بدبینانه فروکش نکرده، اما حقیقت این است که وقتی تعهدات به اندازه یک روز تولید میرسد، وقتی کیفیت از فیلتر مستقل وزارت صمت سربلند بیرون میآید و وقتی چهره مشتریان به جای خشم همیشگی، رضایت را نشان میدهد، باید پذیرفت که تغییری بنیادین در راه است.
پاسخ آن پدر به دخترش در نمایندگی فروش، می تواند دیگر یک وقفه کشدار به جای مکثی کوتاه نباشد. حالا میتوان با نگاه به این اعداد گفت: «بله دخترم، این دفعه فرق میکند.»
اعتماد، گمشدهای نیست که با عصای جادو بازگردد؛ اما قطره قطره، با شفافیت و تعهد، آب رفته را به جوی بازمیگرداند. با همین فرمان، شاید در کوتاه زمانی بتوان با اطمینان گفت که ایرانخودروی امروز، نه آن غول بیمار دیروز که کارگاه فعال و سرزنده ترمیم اعتماد یک ملت است.

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

