
۲. آیا خصوصیسازی ایرانخودرو به بهبود کیفیت محصولات منجر شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا گزارش رسمی و قابل مقایسهای از شاخصهای کیفیت پیش و پس از واگذاری منتشر نمیشود؟
۳. چرا مدیریت جدید گزارش دورهای و شفافی درباره کیفیت، میزان خرابی، مراجعات گارانتی، رضایت مشتری، ایمنی و خدمات پس از فروش منتشر نمیکند؟
۴. آیا قیمت فعلی محصولات ایرانخودرو متناسب با کیفیت، فناوری، ایمنی و امکانات آنهاست؟ مصرفکننده در برابر پولی که میپردازد، واقعاً خودرویی متناسب با ارزش پرداختی خود تحویل میگیرد؟
۵. آیا هدف از خصوصیسازی صرفاً بهبود وضعیت مالی بنگاه، تأمین نقدینگی و پرداخت حقوق کارکنان بوده است یا مصرفکننده نیز باید ذینفع اصلی این تغییر باشد؟
۶. در دوره مدیریت جدید، چه تغییری در تعداد شکایات مشتریان، مراجعات تعمیرگاهی، هزینه گارانتی و ایرادات محصولات ایجاد شده و چرا این اعداد در اختیار افکار عمومی قرار نمیگیرد؟
۷. اگر خصوصیسازی قرار بود زمینه تحول ایرانخودرو را فراهم کند، محصول جدید، فناوری تازه، ارتقای محسوس ایمنی یا جهش کیفی حاصل از این تحول کجاست؟
۸. چرا روایت واگذاری ایرانخودرو عمدتاً حول منافع سیاستگذار، سهامدار، مدیریت و بنگاه شکل گرفته، اما درباره منفعت مستقیم خریدار خودرو کمتر سخن گفته میشود؟
۹. ایرانخودرو برای کاهش فاصله خود با خودروسازان منطقهای و جهانی در کیفیت، ایمنی، مصرف سوخت، فناوری و بهرهوری چه برنامه مشخص و زمانبندیشدهای دارد؟
۱۰. اگر واگذاری ایرانخودرو یک تجربه موفق بوده، چرا نه خودروساز، نه مدیریت جدید و نه سیاستگذار، کارنامهای شفاف و قابل سنجش از «برد مصرفکننده» ارائه نمیکنند؛ آیا در نهایت مصرفکننده بازنده این واگذاری بوده است؟
▫️ پینوشت: بررسیهای «خودرونامه» نشان میدهد در یکسالونیمی که از واگذاری ایرانخودرو میگذرد، روابطعمومی این شرکت نتوانسته ارتباطی مؤثر، مستمر و اقناعکننده با مصرفکنندگان برقرار کند و در ارائه تصویری شفاف و مستند از آنچه پس از واگذاری در حوزههایی چون کیفیت، قیمت، محصول، خدمات و رضایت مشتری رخ داده، عملکرد قابلقبولی نداشته است. تداوم این خلأ ارتباطی میتواند این تصور را در افکار عمومی تقویت کند که مالکان و مدیران جدید ایرانخودرو، برای گفتوگو، پاسخگویی و اقناع مصرفکننده اولویت چندانی قائل نیستند و رابطهای از بالا به پایین با مشتریان خود دارند.

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

