
در نظریههای ارتباطات، «قاببندی» به زبان ساده یعنی انتخاب و برجستهکردن بخشی از واقعیت بهگونهای که مخاطب یک موضوع را از زاویه مشخصی ببیند و درباره آن قضاوت کند.
کشاورز میتوانست بگوید ایرانخودرو باید بزرگتر، سودآورتر یا حتی بهترین خودروساز ایران شود؛ اما از «تویوتا» نام برد.
به گزارش خودرونامه، انتخاب این نام مهم است، زیرا تویوتا در ذهن مخاطب صرفاً نام یک شرکت خودروسازی نیست؛ مجموعهای از مفاهیم مانند کیفیت، بهرهوری، دوام، رقابتپذیری و اعتماد مشتری را تداعی میکند.
به این ترتیب، ایرانخودرو در یک قاب تازه قرار گرفت: بهجای مقایسه با گذشته خودش یا رقبای داخلی، معیاری جهانی برای آیندهاش معرفی شد.
اما قابها یک ویژگی مهم دارند؛ فقط تصویر نمیسازند، انتظار هم میسازند.
وقتی خودتان «تویوتا» را بهعنوان مقصد انتخاب میکنید، ناخواسته ابزار سنجش عملکردتان را نیز در اختیار رسانه، مشتری و افکار عمومی قرار میدهید.
از این پس میتوان پرسید: کیفیت چه تغییری کرده؟ بهرهوری چقدر افزایش یافته؟ رضایت مشتری کجاست؟ محصول تا چه اندازه رقابتی شده و آیا مردم ایرانخودرو را به دلیل کیفیت و ارزش خرید انتخاب میکنند یا به دلیل محدودیت انتخاب؟
از این منظر، «تویوتای ایران» میتواند بیش از یک شعار سازمانی باشد؛ یک تعهد ارتباطی و یک معیار عمومی برای سنجش عملکرد آینده ایرانخودرو است.
البته ساختن قاب، بسیار آسانتر از ساختن تویوتاست.
موفقیت این ارتباط زمانی مشخص میشود که واقعیت بنگاه به تصویری که امروز ساخته شده نزدیک شود. در غیر این صورت، همان قابی که امروز برای ساختن یک تصویر مطلوب به کار رفته، فردا میتواند به قاب مطالبهگری رسانه و مردم تبدیل شود.
کشاورز با یک جمله، سطح انتظار از ایرانخودرو را بالا برد.
حالا نوبت بنگاه است که این قاب را با واقعیت پُر کند.

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

