
اما پیش از هر نتیجهگیری، باید پرسید این عدد چگونه محاسبه شده است؟ آیا کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز در شمار «فاقدان خودرو» قرار گرفتهاند؟
به گزارش خودرونامه، اساساً تعداد افرادی که سند خودرو به نامشان نیست، معیار دقیقی برای سنجش رفاه نیست. در بسیاری از خانوادهها یک خودرو نیاز چند عضو خانواده را تأمین میکند و در بسیاری از شهرهای توسعهیافته جهان نیز برخورداری از حملونقل عمومی مناسب، نیاز به مالکیت خودروی شخصی را کاهش داده است.
حتی نسبتهایی مانند «یک خودرو به ازای هر چهار نفر» را نیز نباید بهعنوان استانداردی الزامآور تلقی کرد. میزان مالکیت خودرو تابع درآمد سرانه، ساختار شهرها، کیفیت حملونقل عمومی، قیمت انرژی، سیاستهای زیستمحیطی و دهها متغیر دیگر است.
مسئله اصلی جامعه ایران این نیست که برای تکتک شهروندان خودرو تهیه شود. شهروندی که شغل پایدار، درآمد کافی یا مسکن مناسب ندارد، بیش از هر چیز به فرصت اقتصادی نیاز دارد. سیاستگذاری اجتماعی زمانی از مسیر اصلی منحرف میشود که «مالکیت خودرو» جای «قدرت خرید و کیفیت زندگی» را بهعنوان شاخص رفاه بگیرد.
اولویت دولت و مجلس باید افزایش اشتغال، رشد درآمد واقعی خانوار، مسکن قابل دسترس و حملونقل عمومی کارآمد باشد. اگر این زیرساختها فراهم شود، مردم خودشان درباره خرید یا نخریدن خودرو تصمیم خواهند گرفت.
پس به جای پرسیدن «چند میلیون ایرانی خودرو ندارند؟» بهتر است بپرسیم: چند میلیون ایرانی شغل پایدار، درآمد کافی و امکان انتخاب آزادانه برای شیوه زندگی خود دارند؟
